مقدمه: این تصویر قبلا در زیستیکاتور درج شده بود ، حالا توجه شما را به درکی دیگر از این تصویر در رابطه با شیوه های تدریس جلب می کنم .
نیمکره چپ؛ کنترل سمت راست بدن،صحبت کردن و نوشتن،درک گفتار و نوشتار، خواندن ، انجام اعمال ریاضی،محاسبه،توانایی انجام حرکات پی درپی و ماهرانه
نیمکره راست؛ کنترل سمت چپ بدن،دستکاری و ساخت اشکال پیچیده،معما، درک روابط دیداری،فضایی وهندسی،پردازش و تقلید اصوات هیجانی،موسیقی ومهارتهای کلی مثل نجاری و نقاشی ،سوگند و نیایش .....
حالا با توجه به تصویر می شود گفت آن بخش مغز که توسط شیطان شخم زده می شود نیمکره ی چپ مخ است و شیطان بیشترین استفاده را از این بخش می کند.ضمنا بلاتشبیه ما هم با روشهای تدریس سنتی خود یعنی روشهای سخنرانی و تقریری ، بیشتر از این بخش استفاده می کنیم.
وظیفه ما در روشهای جدید تدریس استفاده از بخش الهی یعنی نیمکره راست می باشد.به عبارت دیگر از تمام مغز باید استفاده کرد.برای اینکار توجه داشته باشیم که نیمکره راست بیشتر با خلاقیت سازگار است. می توان از روشهای مقایسه ای ، استفاده از حرکات بدنی برای مفهوم سازی و تصور هدایت شده یا به عبارت دیگر خیالبافی که همه ی فعالیت نیمه راست مغز را لازم دارد، استفاده کرد.
1- روشهای مقایسه ای = تشبیه کلامی موضوع با مفاهیم دیگر
2- استفاده از حرکات بدنی برای مفهوم سازی = پانتومیم ، نمایش و در واقع روش ایفای نقش
3- تصور هدایت شده یا به عبارت دیگر خیالبافی = همذات پنداری با موضوع یا ساخت یک داستان علمی تخیلی
ادامه دارد.....
خانم فروغ دانشجوی رشته زیست شناسی و طراح وبلاگ زیبا و ادبی اسطوره ی جاویدان در رابطه با کاریکاتور فوق که قبلا در زیستیکاتور درج شده بود سوال جالبی را مطرح کرده بودند بدین مضمون:
.....به جاي علم كدوم آنزيم بود كه پيچ هاي DNAرو باز ميكرد؟؟؟؟
با تشکر از ایشان ، پاسخ سوال را از صفحات 147 و 168 کتاب زیست شناسی سلولی مولکولی ویژه داوطلبان کارشناسی ارشد چاپ سازمان سنجش می نویسم . امیدوارم برای همکاران نیز مفید باشد.
در هر چنگال ( دوراهی ) همانند سازی دو آنزیم هلیکاز یکی پروتئین رپ ( Rep – protein ) ودیگری (dna B) وجود دارد . پروتئین رپ که فعالیت هلیکازی دارد ، نقش آن باز کردن پیچشها و مارپیچ DNA است و دخالت آن برای همانندسازی سریع لازم می باشد.پروتئین (dnaB ) با مصرف ATP پیوندهای هیدروژنی دو رشته DNA را از هم جدا می کند.در ضمن این پروتئین هم می تواند پیچشهای DNA را باز کند.
در پایان مجددا از این دانشجوی محترم برای طرح سوال و در واقع کمک به ما برای اثبات قابلیتهای کاریکاتور در امر آموزش تشکر می کنیم . ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان ، امیدواریم وبلاگی هم در زمینه زیست شناسی طراحی کنند.
در سالهای اخیر پژوهش گران بیشماری در جستجوی علل ابتلاء به این بیماری و یافتن راه حلی برای پیش گیری و احیاناً درمان آن می باشند و باوجود آنکه آشنائی های بیشتری درباره این بیماری کسب شده است، باز همچنان امیدواری زیادی برای درمان آن وجود ندارد. از جمله ژنهای متعددی شناخته شده اند که در بیماران مبتلا به آلزایمر یافته اند و نحوه درمان مهندسی ژنتیک، نوید درمان پذیری این بیماری را در آینده دور مطرح ساخته است.
علائم این بیماری در مراحل مختلف آن بشرح زیر می باشد:
1 ـ فراموشکاری و بعبارت بهتر از یاد بردن اطلاعات و تجربیاتی که فرد اخیراً کسب کرده است. فراموش کردن قول و قرارها، شماره تلفن ها، اسامی افراد و غیره. اگر چه می تواند عادی باشد و برای هرکسی اتفاق بیفتد ولی مردم عادی بعداً و یا پس از مدت کوتاهی آنها را بیاد می آورند. در افراد مبتلا به آلتسهایمر، این امر زیاد اتفاق می افتد و بعداً هم بخاطر آنها خطور نمی کند.
2 ـ فراموش کردن وظایف خانوادگی یعنی چیزهائی که لازم نیست درباره آن فکر کنیم مثلاً چگونگی تهیه غذا و یا انجام عادات و ادامه موضوعات مربوط به علائق شخصی انسانها.
3 ـ مسئله دشوار بودن انتخاب و بیان الفاظ و کلمات. البته هرکس میتواند گاهگاهی لغت یا ضرب المثل یا جمله ایرا فراموش کند ولی افراد مبتلا به آلزایمر مرتباً دچار این ناتوانی می شوند و از بیاد آوردن لغات عاجز میشوند و نمی توانند واژه مناسبی را که بتواند جانشین کلمه از یاد رفته بشود، پیدا کنند. باین جهت صحبت یا نوشته آنها نامفهوم می شود و درک آن برای شنونده یا خواننده دشوار می گردد.
4 ـ از یاد بردن وقت و محل، شما می توانید گاه و بیگاه روز هفته را فراموش کنید، یا اینکه کجا می خواسته اید بروید را از یاد ببرید. ولی مبتلایان به آلزایمر، خیابان محل زندگی خود را نیز فراموش می کنند و نمی دانند چه شده که بجای دیگر رفته و گم شده اند و چگونه می توانند خانه شان را پیدا کنند.
5 ـ داوری نامعقول و کاهش قدرت قضاوت. هیچ کس همیشه داوری درست نمی کند ولی مبتلایان به آلزایمر حتی از تشخیص بدیهی ترین موضوعات عاجزند. مثلاً در فصل تابستان و در شدت گرما چند پلور و پالتوی ضخیم بر تن مـی کنند و در زمسـتان با لباس کـوتاه و نـازک از خـانه خارج می شوند.
6 ـ درباره پول و بهای اجناس دچار حواس پرتی می شوند و یا اشیاء نالازم را خریداری می کنند و در مقابل آن مقدار کمتر یا زیادتری که فروشنده مطالبه کرده است، می پردازند و از این بابت گرفتار ناملایماتی می شوند. با چک و صورت حسابها و نتیجتاً با بانکها و شرکت های تجارتی و بیمه و غیره نیز دردسر پیدا می کنند.
7 ـ چیزها را بجای مناسب آنها قرار نمی دهند مثلاً اطو را در یخچال میگذارند و ساعت مچی خود را در قندان و یا لیوان آب می اندازند و یا دندانهای مصنوعی خود را روی زمین می گذارند.
8 ـ تغییر خلق و خو و رفتار، هر کس می تواند در موقع خشم و ناراحتی، اخلاق و رفتارش تغییر کند و بمناسبات گوناگون خوشحال و خندان و یا اندوهناک و گریان شود ولی آلزایمری ها می توانند بدون هیچ علت و دلیلی گریه یا خنده کنند و بدون هیچ حادثه نامطلوبی، خشمناک و عصبانی بشوند.
9 ـ تغییر شخصیت با بالا رفتن سن، برخی از رفتار انسانها بسادگی تغییر می کند ولی مبتلایان به آلزایمر شخصیت و رفتارشان بکلی عوض می شود. بدبین و مظنون می شوند، سردرگم و گیج می شوند. از برخی اقوام یا دوستان خود بدون دلیل می ترسند و وحشت می کنند یا بی اندازه به عده دیگری وابسته و علاقمند می شوند.
10ـ بیماران مبتلا به آلزایمر سرانجام بسیار منفعل می شوند، ساعتها جلوی تلویزیون می نشینند بدون آنکه به آن نگاه کنند یا گوش بدهند. بیش از حد می خوابند و نمی خواهند و یا نمی توانند فعالیت های عادی و معمولی خود را انجام دهند.
11ـ و بالاخره در مراحل پایانی بیماری، حتی نمی توانند کسی را شناسائی کنند، لباس بپوشند و بی اختیار مدفوع و ادرار آنها دفع می شود و در خوردن و نوشیدن دچار اشکال می شوند و جامه و اطراف خود را کثیف و آلوده به اغذیه و نوشابه های خود می کنند.
منبع: اینترنت
دانشمندان پيش بينی می کنند روزی فراخواهد رسيد که افراد سالم، از جمله کودکان، برای تقويت هوش و آمادگی مغزی به مصرف دارو روی آورند.
موسسه مطالعاتی "فورسايت" وقوع چنين حالتی را در يک گزارش مستقل که به بررسی تحولات بالقوه در اين زمينه طی 20 سال آينده می پردازد تشريح کرده است.
کارشناسان اين موسسه می گويند که "تقويت کننده های مغزی" در آينده ممکن است "به اندازه قهوه متداول شود."
دانشمندان حتی مردود ندانستند که کودکانی که امتحانات را می گذرانند در آينده با تست هايی از نوع تست دوپينگ که ورزشکاران با آن روبرو هستند مواجه شوند تا معلوم شود آيا مواد نيروزای مغزی استفاده کرده اند يا خير.
اين گزارش توسط 50 کارشناس که پيش بينی های خود برای دو دهه آينده را تشريح می کردند تهيه شده است.
ملاحظات بيشتر
برخی داروها هستند که تاثير آنها در بهبود عملکرد مغز ثابت شده است.
ريتالين، که اکنون برای کودکان مبتلا به اختلالات حواس (ADHD) تجويز می شود گاه توسط دانش آموزانی که می خواهند در امتحانات موفق باشند استفاده می شود.
همچنين نشان داده شده است که مودافينيل، که اکنون از آن برای درمان اختلالات مربوط به خواب استفاده می شود، به افراد کمک می کند اعداد را بهتر به ياد آورند.
اين دارو همچنين به فرد کمک می کند پيش از تصميم گيری، دقيقتر فکر کند.
همچنين يک نوع ملکول به نام "امپاکينز" هست که عملکرد برخی دريافت کننده های مغزی را تقويت می کند، که ممکن است در آينده برای ساخت داروهايی برای تقويت حافظه هنگام خستگی به کار گرفته شود.
گزارش فورسايت می گويد: "در جهانی که روز به روز بر سرعت و رقابت در آن افزوده می شود، استفاده شخصی از اين گونه مواد می تواند از امری نادر به امری متعارف بدل شود، و زمانی فرابرسد که تقويت کننده های قوای مغزی همچون نوشيدن قهوه رواج پيدا کند."
اما در دسترس بودن اينگونه داروها مجموعه ای از پرسش های اجتماعی و اخلاقی را پيش می آورد، از جمله اين مساله که آيا درست است به برخی افراد اجازه داد با استفاده از اين داروها نسبت به ديگران در موقعيت بهتر قرار گيرند يا خير.
چگونگی نظارت بر اين داروها نيز يکی ديگر از اين مسائل است.
منبع: بی بی سی فارسی