تبليغاتX
گاهنامه زيست شناسي
يادداشتهايي درباره زيست شناسي
                                    

این وبلاگ از این پس دیدگاه شخصی نویسندگان آن است .از آنجا که تغییر و تحول حق مسئولان جدید است و این امر باعث پویایی و پیشرفت گروه است ما به این حق احترام گذاشته و استعفای خود را تقدیم مسئولین کردیم . برای اعضای جدید گروه زیست شناسی ناحیه ۵ آرزوی موفقیت داریم .

البته امیدوارم با استعفای دوست عزیزم آقای میرزایی موافقت نشود . به هرحال دلایل من برای استعفا این بود : 1- پس از چهارسال همکاری با گروه که باعث افتخار من بود فکر می کنم وجود یک همکار جدید با ایده های نو باعث پویایی گروه شود و گروه زیست شناسی ناحیه از گرداب تکرار خارج شود .

۲- از آنجا اکثر همکاران شرکت کننده در جلسات گروه خانمهای محترم هستند وجود یک همکار خانم به عنوان عضو گروه در کنار آقای میرزایی سرگروه محترم  بهتر می تواند زمینه لازم برای فعالیت بهتر وبیشترهمکاران به ویژه خانمهای محترم را فراهم کند.

این خواست من بود و امیدوارم مسئولین محترم به این خواست که به نظرم به حق  است پاسخ مثبت دهند .

در ضمن مطالب علمی و نکات مهم کتابهای زیست و زحمات دوست گرامی سعید ض  همچنان در وبلاگ

قرار خواهد گرفت . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 15:20  توسط حجازی - میرزایی  | 

فصل چهارم هورمون ها و دستگاه درون ریز

1-     هورمون ها توسط سلول های خاصی و فقط در خون ترشح می شوند و در واقع نوعی پیک شیمایی چرا که عملکرد سلول های مقصد را تغییر می دهد.

2-     دستور هورمون هم به نوع هورمون بستگی دارد و هم به سلول هدف و یکی از کار کرد های آن ایجاد هماهنگی بین تولید، مصرف و ذخیره ی انرژی است.

3-      موادی وجود دارند که بدون ورود به جریان خون بر روی سلول ها ی مجاور خود اثر می گذارند...این مواد هم به عنوان پیک شیمیایی عمل می کنند و بر عملکرد سلول هدف تاثیر می گذارند، اما معمولا به آنها هورمون گفته نمی شود..مانند انتقال دهنده های عصبی

4-      تفاوت انتقال دهنده های عصبی با هورمون ها در این است که عملکرد سریع و عمری کوتاه دارند در حالی که هورمون ها معمولا اثری کند تر و طولانی تر دارند. و انتقال دهند های عصبی از نورون ها (سلول های عصبی) تولید میشوند و بعد از عبور از سلول پیش سیناپسی و گذر از فضای سیناپسی به سلول پس سیناپسی می رسند و این در حالی است که هورمون ها از سلول های درون ریز و به درون مایع میان بافتی و سپس وارد جریان خون می شوند.

5-      هورمون سلول هدف را از روی گیرنده ی آن شناسایی می کند که گیرنده مولکولی است که بر روی غشا سلول و یا درون سلول(درون هسته یا سیتو پلاسم) قرار دارند و گیرنده از نظر شکل سه بعدی مکمل هورمون است. گیرنده پروتئینی است ولی هورمون می توان آمینو اسیدی و یا استروئیدی باشد.

       6-  اندامهای ترشح کننده هورمون : کار اصلی غدد درون ریز ترشح هورمون است. علاوه بر غدد درون ریز بعضی از اندام های بدن علاوه بر کار تخصصی خود ترشح هورمون را نیز بر به عنوان وظیفه ای فرعی انجام می دهند.نمونه ی این اندام ها: معده(علاوه بر گوارش غذا گاسترین هم ترشح می کند که وارد خون می شود) – روده باریک( در کنار گوارش غذا هورمون سکرتین هم ترشح می کند که وارد مویرگ های خونی می شود) -  کلیه (علاوه بر وظیفه دفع مواد هورمون های اپی نفرین و نورا اپی نفرین و همچنین آلدوسترون و کورتیزول را هم ترشح می کند) -  کبد و مغز و قلب نیز هورمون هایی را ترشح می کنند که در این اندام ها ترشح هورمون ها توسط گروهی از سلول های خاص به نام سلول های درون ریز انجام می شود.

 

 

 7- غده های برون ریز غده هایی هستند که مواد ترشحی خود را درون ساختار های لوله مانند به نام مجرا می ریزند و این مجرا ها به درون و یا بیرون از بدن راه دارند. مثال هایی از این غدد برون ریز: غده های عرقی ، غده های بزاقی ، غدد ترشح کننده ی آنزیم های گوارشی ، پروستات و سمینال ویزیکول و...در این بین اندام هایی هستند که هم بخش درون ریز دارند و هم بخش برون ریز برای مثال: پانکراس اندامی است که هم قسمت درون ریز و هم برون ریز دارد. قسمت درون ریز آن هورمون های انسولین و گلوکاگون که وارد خون می شوند و مقدار قند خون را به ترتیب کاهش و افزایش می دهند و قسمت برون ریز آن آنزیم های گوارشی را وارد مجرایی مشترک بین پانکراس  و کبد (بعد از کیسه صفرا) می کند.  

8- هورمون های آمینو اسیدی  از یک آمینو اسید تغییر شکل یافته یا تعدادی آمینو اسید که با هم پیوند پپتیدی تشکیل داده اند و به شکل پروتئین در آمده اند.هورمون های آمینو اسیدی: تحریک کنند ها مانند تحریک کننده ی رشد و تحریک کننده غده ی فوق کلیه – تحریک کننده ی تیروئیدی – هورمون های اکسی توسین – هورمون های LH و FSH – ضد ادراری ADH – لاکتوژن -  انسولین - گلوکاگون

9- هورمون های استروئیدی دارای ساختار لیپیدی هستند و از کلسترول ساخته می شوند. هورمون های استروئیدی عبارتند از: استروژن – پروژسترون – تستوسترون که هورمون های جنسی هستند و همچنین آلدوسترون و کورتیزول.

بخش قشری فوق کلیه هورمون های آلدوسترون و کورتیزول را ترشح می کند که استروئیدی هستند

10- هورمون آلدوسترون باعث باز جذب یون های سدیم از کلیه ها می شود، در نتیجه افزایش فشار خون را سبب می شود و همچنین آلدوسترون دفع سدیم به درون ادرار  را نیز کاهش می دهد تا فشار خون افزایش یابد. در مقابل باز جذب سدیم آلدوسترون باعث می شود کلیه دفع یون پتاسیم را به درون ادرار افزایش دهد در نتیجه مقدار پتاسیم خون کاهش می یابد. در مواقعی که مقدار آلدوسترون کم باشد پتاسیم خون زیاد می شود که این افزایش بر روی عصب و ماهیچه تاثیر گذاشته و برون ده قلب نیز کاهش می یابد و حتی ممکن است شخص با خطر مرگ مواجه شود...

11- هورمون کورتیزول: مقدار قند خون را افزایش می دهد و باعث می شود پروتئین ها برای مصرف شکسته شوند و همچنین باعث کاهش التهاب و ترمیم زخمها و التیام روحی هنگام مصیبت ها می شود. هر عاملی که به بدن آسیب بزند مانند ضربه ، جراحت ، عفونت ، سوختگی و ... باعث ترشح کورتیزول می شود.  

 12- هنگامی که هورمون پروتئینی به گیرنده ی خود در سطح غشا متصل می شود یک آنزیم غشایی به نام سیکلاز فعال می شود و در سمت داخل سلول باعث تبدیل ATP به AMP حلقوی می شود که در واقع پیک دومین است و AMP باعث فعال یا غیر فعال شدن یک آنزیم یا زنجیره ای از آنزیم ها می شود، یعنی ممکن است پیک دومین آنزیم نخست را فعال و آن آنزیم به نوبه ی خود آنزیم دوم را فعال کندو ...سرانجام فعالیت سلول هدف در اثر تغییر عملکرد آنزیم یا آنزیم هایی که ذکر شد تغییر می کند – کورتیزول هورمونی استروئیدی است که از قشر فوق کلیه ترشح می شود و در پاسخ به موقعیت های تنش زا و روبرو شدن با خطر آزاد می شود.

13- اگر مقدار هورمونی در بدن زیاد باشد بدن با مکانیسم خود تنظیمی منفی مقدار آنرا کم می کند و اگر میزان آن کم باشد مقدار آنرا افزایش می دهد. (در خود تنظیمی منفی مقدار زیاد هورمون باعث کاهش آن می شود و بر عکس) ولی در خود تنظیمی مثبت زیاد بودن مقدار هورمون باعث افزایش ترشح آن می شود.

                                             

                                                                                تهیه از: سعید ض نویسنده وبلاگ حجم عشق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 6:11  توسط حجازی - میرزایی  | 
تهیه وتنظیم از: سعید ض نویسنده وبلاگ حجم عشق

1- گیرنده های حسی در واقع نورون های تمایز یافته ای هستند که محرک ها را شناسایی و تشخیص می دهند و اثر آنها را به پیام عصبی تبدیل می کنند. (شکل مربوط به انواع گیرنده ی مهم می باشد)

2- گیرنده ی درد: در همه ی بافت ها بجز مغز وجود دارد و در همه جاندان نیز وجود دارد و فراوانترین گیرنده است 3- در جانوران. گیرند های پوستی دندریت هایی هستند که توسط پوششی از بافت پیوندی احاطه شده اند.(حرکت پیام عصبی ابتدا از دندریت شروع و سپس به جسم سلولی و در انتها به اکسون و پایانه های انتهایی آن می رسد).اما انتهای گیرنده ی درد فاقد غلاف پیوندی است! که گیردنه ی درد توسط محرک هایی از قبیل: سرمای شدید ، گرمای شدید و ضربه و ...تحریک می شوند و در واقع این گیرنده ها هستند که نقش محافظتی دارند و انواع انعکاس ها(انعکاس نخاعی) پس از تحریک این گیرنده ایجاد می شوند. احساس درد در قشر خاکستری مغز تفسیر می شود و در واقع قشر خاکستری مغز محلی است که پیام های حسی که اعصاب حسی منتقل کرده اند تفسیر می شوند.

4- گیرنده های مکانیکی: گیرنده های مکانیکی در برابر لمس ، فشار ، کشش و حرکت در ماهیچه ها واکنش نشان می دهند و دما بر روی این نوع گیرنده تاثیری ندارد. گیرنده های مکانیکی در دیواره برخی رگ های خونی وجود دارند که نسبت به فشار خون حساس اند. در میان گیرنده های پوست، گیرنده ی درد نسبت به سایر گیرنده ها سطحی تر است و گیرنده ی فشار در عمق بیشتری از پوست قرار دارد.

5- مرکز اصلی تنظیم دمای بدن هیپوتالاموس است. دما گیرنده های دمایی را تحریک میکند که در درون بدن نسبت به دمای خون حساس هستند.

6- بینایی انسان نسبت به سایر حواس او کارآمد تر است. خارجی ترین لایه چشم صلبیه است که لایه ای محکم و سفید رنگ از بافت پیوندی است و در جلوی چشم شفاف می شود و قرنیه را بوجود می آورد که کار قرنیه همگرا کردن پروتو های نور است.

در زیر صلبیه لایه داخلی تری به نام مشیمیه وجود دارد که رنگدانه دار و نازک است و دارای عروق خونی است و عنبیه را می سازد که بخش رنگی چشم است  و به علت داشتن ملانین نور را جذب و مانع از انعکاس آن می شود و عنبیه دارای ماهیچه هایی است که باعث تنگ و گشاد شدن سوراخ مردمک که در وسط عنبیه قرار دارد می شود, و دارای دو نوع ماهیچه است . که این عمل تحت تاثیر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک(آرامش) هم صورت می گیرد. داخلی ترین لایه چشم شبکیه است که بسیار نازک و شامل گیرنده های نوری و نورون هاست. سلول های استوانه ای شبکیه در نور ضعیف و سلول های مخروطی در نور زیاد و مخروطی ها به دقت و تیز بینی فرد کمک می کند و در این شرایط فعال هستند.( به منظور فراموش نکردن می توانیم سلول های استوانه ای را به علت شکل ساده ی آنها این طور فرض کنیم که توانایی تیز بینی را به ما نمی دهند و در مقابل سلول های مخروطی با تغییر شکل خود و تخصصی تر شدن شکل سلولی در دقت و تیز بینی و دیدن جزئیات و رنگ ها را به ما کمک می کنند) در حقیقت قسمت بزرگ شده در سلول های مخروطی معادل اکسون در نورون است ،

 نقطه ای از شبکیه که در آن اعصاب بینایی از کره ی چشم خارج می شوند نقطه ی کور می گویند. فضای پشت عدسی چشم را ماده ای ژله ای و شفاف پر می کند به نام زجاجیه که باعث حفظ شکل کروی چشم می شود. و فضای جلوی عدسی را ماده ای شفاف به نام زلالیه پر می کند و خود زلالیه بوسیله ی مویرگ ها ترشح می شود(به خارج از رگ منتقل می شود) و نقش آن تغذیه و اکسیژن رسانی به قرنیه(مربوط به صلبیه) و عنبیه(مربوط به مشیمیه)و عدسی است و همچنین جذب مواد دفعی آنها است. تغییر قطر عدسی چشم با استفاده از ماهیچه های مژکی که به آن متصل هستند امکان پذیر است. و وقتی به اشیا دور نگاه می کنیم قطر عدسی کم می شود(برای به خاطر سپردن، چون اشیای دور کوچک تر خواهند بود قطر عدسی را هم کوچک در نظر می گیریم) و قطر عدسی به هنکام نگاه کردن به اشیا نزدیک قطور تر و بزرگ تر می شود( در فاصله ی نزدیک اشیا بزرگ تر دیده می شوند که قطر عدسی با اندازه اشیا رابطه ی مستقیم دارد صرفا به منظور یاد گیری). این تغییر اندازه عدسی چشم به این جهت انجام می شود که تصویر در هر صورتی بر روی شبکیه قرار گیرد که همان عمل تطابق است. تغییر قطر عدسی به علت انقباض جسم مژگانی انجام می شود.

7- بیمار های چشم: در پیر چشمی عدسی چشم سفت و قدرت تطابق آن کاهش پیدا میکند

با افزایش سن ممکن است عدسی چشم کدر شود و به تدریج بینایی کاهش یابد که این بیماری آب مروارید است.

اگر کره ی چشم بیش از اندازه بزرگ شود تصویر اشیاء دور در جلوی شبکیه تشکیل می شود که در این صورت فرد توانایی دیدن اشیاء نزدیک را دارد و به همین دلیل به آن نزدیک بینی می گویند(برای یادگیری می توانیم این طور فرض کنیم که  در نزدیک بینی چون اشیائ نزدیک را می بینیم و اشیائ نزدیک هم بزرگ هستند پس بین بزرگ بودن اشیائ و اندازه کره ی چشم می توانیم رابطه بر قرار کنیم به طور خلاصه در نزدیک بینی اشیا بزرگ هستند پس چشم هم بزرگ است!!!) اگر کره ی چشم بیش از اندازه کوچک شود تصویر اشیائ نزدیک در پشت شبکیه تشکیل می شود و چنین فردی تصویر اشیا دور را میتواند ببیند که به ان دور بین می گویند( اشیا دور کوچک دیده می شوند پس چشم هم کوچک شده است البته در مورد بیماری های چشم می توانیم بین اندازه کره ی چشم و چگونه دیدن اشیا رابطه ی مستقیم بر قرار کنیم ). در دوربینی چون چشم بیش از اندازه کوچک است و تصویر اشیاء نزدیک در پشت چشم تشکیل می شود برای قرار دادن تصویر بر روی شبیکه از عدسی محدب (همگرا)استفاده می شود تا فاصله ی کانونی کمتر شود. در نزدیک بینی اندازه چشم بیش از حد بزرگ است و تصویر اشیا دور در جلوی شبکیه تشکیل می شود به همین منظور از عدسی مقعر(واگرا) استفاده می شود تا فاصله ی کانونی افزایش یابد...در بیماری آستیگماتیسم سطح عدسی یا قرنیه انحنای یکنواختی ندارد و تصویر بر روی یک نقطه از شبکیه متمرکز نمی شود و در این نوع بیماری برای بهبود بینایی از عینک هایی استفاده می شود که عدم یکنواختی را جبران می کند...

8- تر تیب عبور نور از چشم: قرنیه – زلالیه – مردمک – عدسی – زجاجیه – شبکیه

9- نور وقتی از محیطی وارد محیطی با چگالی متفاوت می شود شکست پیدا می کند نور در مسیر خود تا شبکیه چهار بار شکست پیدا می کند. 1- نور از هوا وارد قرنیه می شود.2- از قرنیه وارد زلالیه می شود.3- از زلالیه وارد عدسی می شود.4- از عدسی وارد زجاجیه می شود. انشعابات اعصاب خود مختار(سمپاتیک و پاراسمپاتیک) به جسم مژگانی متصل می شود.   

10- استخوان گیجگاهی نقش محافظتی دارد برای مجرای شنوایی و گوش درونی و میانی...

گوش بیرونی شامل: لاله گوش و مجرای گوش است که کار جمع آوری صدا و انتقال آن را به گوش بر عهده دارد...نقش موهای گوش تصفیه هواست...و همچنین غده های عرق تغییر شکل یافته درون مجرا ماده ای موم مانند ترشح می کنند که از ورود مواد خارجی به گوش جلوگیری می کنند..

.شیپور استاش هوا را بین گوش درونی و حلق انتقال می دهد تا فشار در دو طرف پرده ی صماخ یکسان باشد...گیرنده های شنوایی و بخش تعادلی گوش به ترتیب عبارتند از حلزون گوش و مجاری نیم دایره...پیام هایی که از گوش خارج می شوند به دو دسته تقسیم می شوند بخشی به لوب گیجگاهی به منظور تفسیر منتقل می شوند و دیگری که مر بوط به بخش تعادل گوش است به لوب    منتقل می شود. قسمتهایی از گوش که سلول های آنها مژک دارند : حلزون گوش که گیرنده های مکانیکی(سلول ها ی مژک دار) آن با ارتعاش مایع حاصل از ایجاد امواج صوتی، تحریک می شود و به منظور تفسیر به لوب گیجگاهی فرستاده می شوند و مجاری نیم دایره هم سلول های مژک دار دارد که بر اساس مقدار و جهت حرکت سر مایع حرکت می کند و پیام ها تولید می شوند ودر نهایت به مخچه  فرستاده می شوند.

11- ترتیب استخوان های گوش میانی از طرف پرده ی صماخ به سمت داخل گوش و به سمت پرده ی بیضی : چکشی – سندانی – رکابی . نقش این استخوان ها تشدید ارتعاشاعت و منتقل کردن به پرده ی بیضی است.

12- نوک زبان بیشترین حساسیت را نسبت به مزه شیرینی دارد و قسمت عقبی زبان هم نسبت به مزه تلخی.گیرنده های شوری هم بیشتر در اطراف نوک زبان حضور دارند...با حل شدن مولکول های غذا در بزاق این مولکول ها به پروتئین های غشایی سلول گیرنده متصل می شود و در نتیجه این سلول ها پیام عصبی تولید می کنند و پیام عصبی به سوی مغز فرستاده می شود( از طریق اعصاب حسی). محل گیرنده ی بویایی در سقف حفره ی بینی قرار دارد. پردازش اطلاعات بینایی در لوب پس سری و در عقب جمجمه صورت می گیرد.

13- حساس ترین گیرنده مربوط به شاخ جنس نر نوعی پروانه ابریشم است. ساده ترین گیرنده ی نوری در پلاناریا وجود دارد که چشم جامی شکل نام دارد. خرچنگ ها و اغلب حشرات چشم مرکب دارند که شمامل واحد هایی است که هر واحد مستقل خود دارای یک قرنیه و یک عدسی مجزا است که نور را بر روی تعدادی سلول گیرنده متمرکز می کند.

 تهیه وتنظیم از : سعید ض نویسنده وبلاگ حجم عشق

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 4:52  توسط حجازی - میرزایی  | 
تهیه و تنظیم : سعید ض نویسنده وبلاگ حجم عشق

دستگاه عصبی جانوران

25- ساده ترین دستگاه عصبی مربوط به هیدر(کیسه تنان) است این جانور سر و مغز ندارد پس در نتیجه تقسیم بندی اعصاب محیطی و مرکزی ندارد در واقع شبکه عصبی آن برای فعالیت های این جاندار کارآمد و مناسب است.

26- پلاناریا که از کرم های پهن است(در کتاب های زیست شناسی به طور غیر مستقیم به گروهی که جاندار به آن تعلق دارد اشاره شده و دانستن آن و این که این جاندار تک سلولی است یا پر سلولی و پروکاریوت است یا یوکاریوت ضروریست) مغز کوچکی دارد که شامل گره های عصبی است(توده هایی از جسم سلولی نورون ها پس به رنگ خاکستری خواهد بود مانند بخش درونی نخاع و بخش خارجی مغز در انسان!) این جانور دارای دستگاه عصبی مرکزی است که شامل دو طناب عصبی موازی است و این دو رشته اعصاب منشعب می شوند که دستگاه عصبی محیطی را تشکیل می دهند.

27- مغز حشرات شامل گره های عصبی است که به هم جوش خورده اند طناب عصبی شکمی این جانوران در هر قطعه از بدن دارای یک گره عصبی است که فعالیت های ماهیچه های آن قطعه را کنترل می کنند. حشرات دستگاه عصبی محیطی هم دارند.

28- مغز مهره داران در دوران جنینی شامل سه بخش: مغز جلویی، مغز میانی و مغز عقبی است.

29- در مهره داران اندازه ی نسبی مغز پستانداران و پرندگان نسبت به وزن بدن بیشتر از سایرین است. رشد نیم کره های مغز در پستانداران و پرندگان امکان انجام رفتار های پیچیده را در مقایسه به سایرن به آنها می دهد.

چین خوردگی های مخ انسان نسبت به اندازه بدن بیشترین مقدار را دارد همین امر امکان انجام فعالیت های پیچیده مانند تفکر و رفتار حل مسئله را به انسان می دهد. بعد از انسان این چین خوردگی در وال ها و سایر پریمات ها(نخستی ها) بیشتر از سایر مهره داران است.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 6:24  توسط حجازی - میرزایی  |